الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
63
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
در اروپا گروهى بودند كه نظريهء جابر را در « صنعت » تأييد ، و از آن طرفدارى و حمايت مىكردند ، و از آن جمله وان هلموت متوفى به سال 1644 م / 1054 ه ق ، بود كه در اين رشته كار كرد و اعتراف نمود كه جيوه را به طلا تبديل كرده است . در سال 1782 ميلادى طبيب انگليسى جمس برايس با دو سودهء سفيد و سرخ توانست مقدار شصت برابر آنها جيوه را به نقره و طلا برگرداند . گفته شده است فلزى كه با آن صورت برگردانده بود مورد امتحان قرار گرفت و ديدند كه درست بوده است ولى چون در سال دوم از او خواسته شد كه تجربهء خود را تكرار كند عاجز ماند و انتحار كرد . « 1 » بااينحال نظريهء « صنعت » در نظر گروهى از انديشمندان مانند فيلسوف كندى و ابن خلدون جز اوهام و گمراهى چيزى نيست ، و تأكيد كردهاند اين كار شدنى نيست و نمىشود هيچ عنصرى را به عنصر ديگر تبديل كرد . در هر صورت اين طرز فكرى بود كه دلها را به خود جلب مىكرد و آرزوى مردم در قرون متعدد گذشته بود كه در راه تحقق آن كوشش فراوانى نمودند و دارايى خود را در آن راه صرف كردند و البتّه به طورى كه ظاهر امر مىرساند ، نتوانستند به نتيجه برسند . كسانى كه دنبال اين كار مىروند متهم به بىفكرى و هوسبازى مىشوند ولى آنچه در سال 1919 ميلادى اتفاق افتاد ، يعنى شكستن اتمهاى نيتروژن و تبديل آن به ذرات اكسيژن و هيدروژن ، نظر ما را دربارهء اين انديشه عوض كرد و ثابت كرد كه ممكن است عنصرى را به عنصر ديگر تبديل كرد : چنان كه عملا اين كار انجام شد و پس از آن واقعه ، تجربههاى متعددى در كار خرد كردن اتم و شكستن ذره از طريق پرتاب اشعهء آلفا يعنى هستههاى هليوم و اجسام سبكتر از آن ، همچنين مؤثرتر از آنها عبارت بود از پروتونها يعنى هستههاى هيدروژن ، آنهم پس از آنكه به آنها سرعت بسيار فوقالعاده داده شد ، ميسر گرديد و بالاخره توانستند ذره را بشكنند و آن را به عناصر ديگرى تبديل كنند ، مثل تبديل هيدروژن به عنصر هليوم و تبديل سديوم به منيزيوم و همچنين ليتيوم و بورون به هليوم . پس موضوع تبديل عناصر به يكديگر امروزه امرى محقق است . براى توضيح بيشتر : اگر به مقدارى از پروتونهاى موجود در هستهء اتمى سرب علامت ( پ ) بدهيم و به مقدارى از نوترونهاى همان ذره سرب علامت ( ن ) بدهيم فرمول هستهها [ پ - ن ] خواهد بود . مثلا اگر خواستيم تعداد پروتونها را از ( پ ) به ( پ + الف ) زياد كنيم ، بايد هستهء
--> ( 1 ) - عبقرية العرب ، ص 87